پایگاه خبری فولاد ایران – یکی از مولفه های مشهود فرهنگ سیاسی ایران " بی اعتمادی " است . روانشناسان ، بی اعتمادی را یک واکنش دفاعی انسانی دانسته و بی اعتمادی افراد را حاصل تجربه های دوران کودکی و مراحل رشد و بی اعتمادی جامعه را حاصل ناکامی های سیاسی ، سختی های تکرار شونده و تاریخ پر تلاطم می دانند . بدین خاطر است که فضای شک و تردید ، دودلی و ابهام در عرصه اجتماعی به نمایش در می آید مد نظر ما در این نوشتار ، بی اعتمادی به عنوان یکی از فاکتورهای پایدار در فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی است . در ایجاد بی اعتمادی دو عامل کلی ، نقش مهمی داشته و هنوز هم دارند . 1 – عوامل اجتماعی : الف – ضعف مشارکت سیاسی = کاهش اعتماد نسبت به نخبگان سیاست و ساختار قدرت ب – فقدان فضای دموکراتیک = کاهش ارتباطات در فضای غیر دموکراتیک نتیجه : وجود حکومت های فرد محور ، وجود رابطه بجای ضابطه و اقدامات فراقانونی  در تاریخ سیاسی ایران سبب شده که همواره بی اعتمادی در جامعه تقویت و هرگونه موفقیت فردی به وابستگی به حکومت و قدرت معنا یابد بخش دوم : 2 – عوامل بین المللی : برخی وجود بی اعتمادی در فرهنگ سیاسی ایران را ناشی از مداخله قدرت های بزرگ در امورات کشورو نقض استقلال ایران  می دانند مانند مداخلات نظامی ، شکست های فاجعه آمیز ، اشغال نظامی و بحران هایی که ریشه بین المللی دارند . این عوامل خارجی سبب شده که زمینه لازم برای توجیه بدبینی و بی اعتمادی به " بازی توطئه " که در بین عموم به تئوری توطئه معروف است  را فراهم کند. در همین ارتباط دانیل لرنر، جامعه‌شناس و نظریه‌پردازان آمریکایی که نخستین کتاب خود را به سفارش کاخ سفید تحت عنوان «گذر از جامعه سنتی با نوسازی خاورمیانه» در سال ۱۹۵۸ نوشت در صفحه 552  کتابش متن جالبی دارد که توجه شمارا به آن جلب می کنم :"برای دیپلماسی ایران ، راه قدیمی مقابله با ترس از تحقق آرزوهای روسیه در ایران ، پناه بردن به یک حامی غربی بود . در این زمینه  ابتدا انگلستان ، نقش برادر بزرگتر ایران را در مسایل منطقه ای بازی کرد . در اوایل قرن نوزدهم ، وقتی که بریتانیا و روسیه بر علیه ناپلئون بناپارت متحد شده و با او به جنگ برخاستند ایران در این پیکار  فرصت را غنیمت شمرده و برای حذف سلطه حامی به جبهه فرانسه پیوست . یک قرن بعد وقتی که بریتانیا موافقت خود را با اشغال شمال ایران توسط روسها اعلام کرد ، دیپلمات های تهران متوجه آلمانی ها شده و حمایت برلین را خواستار شدند. در جریان جنگ دوم جهانی هم که تلاش کردند حمایت ایالات متحده را برای خود جلب کنند . این اتفاقات تصادفی نیست ، سرزمینی که عادت کرده خود را بر پایه قدرت های خارجی تعریف کند دچار یک بی ثباتی شدید می شود و این امر زمینه های اصلی تزلزل و ناامنی را در ایران بوجود می آورد ".بخش پایانی : نتایج بی اعتمادی در جامعه سیاسی : 1 – ستیزه جویی : بی اعتمادی در جامعه سیاسی منجر به بیگانه ستیزی شده است به عنوان مثال ، غرب ستیزی از 1320 به گونه چشمگیری در ایران شکل گرفت . اشغال نظامی ایران ، تلاش برای تجزیه ایران بین غرب و روسیه ، مخالفت با ملی شدن صنعت نفت ، کودتای 28 مرداد نمونه های روشن برای  غرب ستیزی ایرانیان  است که در نهایت در انقلاب اسلامی ایران عیان شد.2 – تحقیر هویت های منطقه ای : نگرش بدبینانه نسبت به کشورهای همسایه و منطقه ای سبب شده که همواره هویت های منطقه ای به نوعی مورد تحقیر ایرانیان قرار بگیرد . واضح ترین این تحقیرها ، نگرش ایرانیان نسبت به کشورهای عربی همسایه است در حالی که ایران به عنوان یک پازل از فرهنگ منطقه ای خلیج فارس و خاور میانه می باشد یعنی اشتراکات فرهنگی زیادی با همسایگان خود دارد . این هویت معمولا از نخوت و تکبر نسبت به گذشته تاریخی ای می آید که خود این همسایگان بخشی از همان تاریخ محسوب می شوند . 3 – تخریب نخبگان و گروههای رقیب: حتما با واژه سیاسی " ستون پنجم " آشنا هستید این واژه معمولا برای رقبای سیاسی و به جهت تخریب آنان بکار می رود بطوری که هم اینک نیز طیف وسیعی از روشنفکران ، نو اندیشان و اصلاح طلبان جزء دست نشانده های غربی محسوب می شوند . متاسفانه بازی سیاسی در ایران همواره مبتنی بر بد بینی و متهم سازی بوده و این  امرلااقل در تاریخ 200 ساله اخیر ایران ، شواهد زیادی دارد . . کتاب و فیلم " دایی جان ناپلئون " را می توان نمونه واضح و روشن بدبینی تشدید یافته ایرانیان نسبت به محیط بین المللی دانست سیاست ، جامعه
450+ مشتری وفادار و راضی
1200+ گردش ماهیانه محصول
730+ مشاوره تخصصی خرید
1000+ مرسوله ارسالی موفق